تو را پرسیدم از شب

تو را پرسیدم از شب
دریغا خواب می دید
تو را پرسیدم از صبح
گل مهتاب می چید

ز باران چون گرفتم
سراغت را نفهمید
نشان خانه ات را
نمی دانست خورشید

چو پرسیدم ز طوفان
شتابان رفت از دید
چو پرسیدم ز دریا
به موج خویش نازید

تو را پرسیدم از شعر
هزاران واژه تایید
میان دفتر من
غزل نامت درخشید!
دیدگاه ها (۲)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

اگر اشک بودی تو را روی چشمان غمبار خود مینشاندم اگر آه بودی ...

عاشقانه

با قلمم واژه را به دفتر تو عاشق میکنمسر تا سر شعر را پُر از ...

با قلمم واژه را به دفتر تو عاشق میکنمسر تا سر شعر را پُر از ...

با غزل نقش تو را بر بوم رویا می کشمبا طلوع واژه ها گل تا ثری...

دائما در خواب وبیداری و رویایم توییآسمانی پر ستاره،نور شب ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط