تو را پرسیدم از شب
تو را پرسیدم از شب
دریغا خواب می دید
تو را پرسیدم از صبح
گل مهتاب می چید
ز باران چون گرفتم
سراغت را نفهمید
نشان خانه ات را
نمی دانست خورشید
چو پرسیدم ز طوفان
شتابان رفت از دید
چو پرسیدم ز دریا
به موج خویش نازید
تو را پرسیدم از شعر
هزاران واژه تایید
میان دفتر من
غزل نامت درخشید!
دریغا خواب می دید
تو را پرسیدم از صبح
گل مهتاب می چید
ز باران چون گرفتم
سراغت را نفهمید
نشان خانه ات را
نمی دانست خورشید
چو پرسیدم ز طوفان
شتابان رفت از دید
چو پرسیدم ز دریا
به موج خویش نازید
تو را پرسیدم از شعر
هزاران واژه تایید
میان دفتر من
غزل نامت درخشید!
- ۱.۶k
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط