{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه ی من

ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه ی من
ای دوچشمان سیاه تو قرنطینه ی من

آسمان وسعت چشمان تو را کم دارد
دلم اندازه زیبایی تو غم دارد

به اوستای کتاب اخوان میمانی
به دل انگیزی تصنیف بنان میمانی

همچو رودی که صدای عطشش می آید
دل دیوانه ی من از تو خوشش می آید

تو به قول غزل از ماه کمی ماه تری
تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری

هم نفس ، بیشتر از فاصله ها تنهاییم
من و تو هردو زمین خورده یک رویاییم

دیدگاه ها (۱)

یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود پر از احساس موسیقی، ش...

تو که آرام آرام ، وارد زندگی من شده ای...با خبر باش که مهمان...

** ازعشق توگفتن شده کارم چو عبادتمی میرم ازاین عشق توجانم به...

می بویم گیسوانت را تا فرشته‌ها حسودی کنندشانه می‌زنم موهایت ...

ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه ی منای دوچشمان سیاه تو قرنطینه ...

ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه ی منای دوچشمان سیاه تو قرنطینه ...

─═हई $.@آل ڪساء ईह═─:اے تو فرسودہ ترین غصہ دیرینہ مناے دوچشم...

..ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه منای دوچشمان سیاه تو قرنطینه ...

ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه منای دوچشمان سیاه تو قرنطینه من...

‌‌‌.ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه منای دوچشمان سیاه تو قرنطین...

تو به قول غزل از ماه کمی ماه تریتو از این شاعر بی قافیه آگاه...

اول قصه ی ما :یکی بود و یکی بود ، زیر گنبد کبود جای عاشقی نب...

کبری اسدی نیازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط