.
.
ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه من
ای دوچشمان سیاه تو قرنطینه من
آسمان وسعت چشمان تو را کم دارد ...
دلم اندازه زیبایی تو غم دارد .. .
همچو رودی که صدای عطشش می آید ...
دل دیوانه من از تو خوشش می آید .
.
تو به قول غزل از ماه کمی ماه تری
تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری
در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم ...
خواب دندان زدن سرخی سیبی دیدم . .
.
سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد ...
دلش از دست من و دست نچیدن دق کرد
غزل از چشم شما روی دلم میبارد ...
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟
تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگیست که عاشق شده است ...
ای تو فرسوده ترین غصه دیرینه من
ای دوچشمان سیاه تو قرنطینه من
آسمان وسعت چشمان تو را کم دارد ...
دلم اندازه زیبایی تو غم دارد .. .
همچو رودی که صدای عطشش می آید ...
دل دیوانه من از تو خوشش می آید .
.
تو به قول غزل از ماه کمی ماه تری
تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری
در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم ...
خواب دندان زدن سرخی سیبی دیدم . .
.
سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد ...
دلش از دست من و دست نچیدن دق کرد
غزل از چشم شما روی دلم میبارد ...
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟
تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگیست که عاشق شده است ...
- ۲.۶k
- ۰۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط