باز غوغا شده بودباز غوغاشده بود
باز غوغا شده بودباز غوغاشده بود
بهترین لحظه عشق، با تو پیدا شده بود
همه بر ساحل عشق، تشنه میرقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
دیدم اهریمن شب، در شب کشتن خویش
آنقدر می زده بود، تا اهورا شده بود
رفته بودم به برش، پیرهن پاره کنم
یوسف از فرط جنون، مست لیلا شده بود
چنگ بر خاک زدم، تا به چنگش بکشم
دیدم از روزن خاک، محو بالا شده بود
گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود
بهترین لحظه عشق، با تو پیدا شده بود
همه بر ساحل عشق، تشنه میرقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
دیدم اهریمن شب، در شب کشتن خویش
آنقدر می زده بود، تا اهورا شده بود
رفته بودم به برش، پیرهن پاره کنم
یوسف از فرط جنون، مست لیلا شده بود
چنگ بر خاک زدم، تا به چنگش بکشم
دیدم از روزن خاک، محو بالا شده بود
گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود
- ۱۴.۲k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط