{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چمدانی نشسته بر دوشت

چمدانی نشسته بر دوشت
زخمهایی به قلب مغلوبت
پرتگاهی بنام ازادی
مقصد راه اهنت باشد
عشق مکثی ست قبل بیداری
انتخابی میان جهل و جبر
جام سم توی دست لرزانت
تیغ هم روی گردنت باشد
خسته از انقلاب ازادی
فندکی در می اوری شاید
دیدگاه ها (۱)

فانوسهای ده میدانند بیهوده روشنند!!و سگان ده نیز میدانندبیهو...

راموش کردم خالق تمام زیباییها تویی.بگذار اعتراف کنم به روز ه...

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﮔﻮﯾﺪﻣﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﺯﻏﻢ ﻧﻤﯽ ﺧﺮﺍﺷﯿﻢﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻪ...

ﻭﻗﺘﯽ " ﻣﻬﺮﺑﻮﻧــــــﯽ " ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻭﺟــــــﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ...." ﻫﯿــــ...

روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانتتوی دنیای دوست داش...

ناگهان زنگ می زند تلفن،ناگهان وقتِ رفتنت باشد مرد هم گریه می...

ناگهان زنگ می زند تلفنناگهان وقت رفتنت باشدمرد هم گریه می کن...

شعر مهدی موسوی ناگهان زنگ مـی زند تلفن، ناگـــهان وقت رفتنت ...

ناگهان زنگ مـی زند تلفن، ناگـــهان وقت رفتنت باشد... مرد هم ...

🔥 اعلامِ جنگِ دکترینِ حَد با مافیا و غارتگرانِ سفرهٔ مردم• ─...

🔥 اعلامِ جنگِ دکترینِ حَد با مافیا و غارتگرانِ سفرهٔ مردم• ─...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط