{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید

گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم

بستهٔ سلسلهٔ سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی سر و سامان دارد
#تنها_شدم #بی_کس_شدم #یوسف #زلیخا
دیدگاه ها (۱)

دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنیدداستانِ غمِ پنهانیِ من، گو...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیمساکن کوی بتِ عربده‌جویی بودیم...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی منگوش کنیدقصه...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم...

دوستان، شرح پریشانی من گوش کنید / داستان غم پنهانی من گوش کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط