در حالِ

در حالِ
دوست داشتنِ
" طواَم"
مثل پيچك
پیِ ديوار...🌱

#بنام_عشق


محبوب ِمن! من دائماً فکر می‌کنم به روزهای آخر اسفند، در حیاطِ خانه. با تلألو آفتاب از لابه‌لای شاخه‌های ارغوانی که غنچه داده و افرای سرخِ ژاپنی -که سال‌ها دور از دیار- آن گوشه‌ی حیاط، سرخ و سفید می‌شود. تو بگویی که خانه تکانی نکردیم. و من... بگویم تصدقت گردم من کسی را ندارم جز تو که خانه تکانی کنم. بعد دست بگذارم روی جیبِ چپِ پیراهن، بگویم خانه‌ی تو این‌جاست، خانه‌ی دل را برای #طو تکانده‌ام.
محبوب ِمن! من دائماً شمارا دوست می‌دارم.

#محمد_صالح‌علا
#همانقدر_که_نمی‌دانی
#بوقت_اسفندماه


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‌‌‎‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

پرسید اون چگونه بود؟گفتم انگار به آرزوهایم گفته باشم بیایید،...

در حیاط خانه‌مان انگور می کاریم تاهرزمان مهمان ما بودی به مس...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

محبوب من.....

کاش دستم به دلت می‌رسید دستمال گلداری از شعردورش می‌بستم تا ...

#طو عطر آگین ترینشعرِ حضوریدر لحظه های دلتنگی#بنام_عشقدوست د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط