محبوب من.....

محبوب ِمن!
من دائماً فکر می‌کنم به روزهای آخر اسفند، در حیاطِ خانه. با تلألو آفتاب از لابه‌لای شاخه‌های ارغوانی که غنچه داده و افرای سرخِ ژاپنی -که سال‌ها دور از دیار- آن گوشه‌ی حیاط، سرخ و سفید می‌شود. تو بگویی که خانه تکانی نکردیم. و من... بگویم تصدقت گردم من کسی را ندارم جز تو که خانه تکانی کنم. بعد دست بگذارم روی جیبِ چپِ پیراهن، بگویم خانه‌ی تو این‌جاست، خانه‌ی دل را برای تو تکانده‌ام.
محبوب ِمن! من دائماً شمارا دوست می‌دارم.
#محمد_صالح‌علا
#همانقدر_که_نمی‌دانی
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

Nine

در حالِدوست داشتنِ" طواَم"مثل پيچكپیِ ديوار...🌱#بنام_عشقمحبو...

عاشقانه تقدیم زندگیم

محبوبِ من!سر به کجا بگذارم که یاد شُما در آنجا نباشد؟کدام هو...

محبوب من...!سر به کجا بگذارم که یاد شمادر آنجا نباشد...؟کدام...

محبوب من...!سر به کجا بگذارم که یاد شمادر آنجا نباشد...؟کدام...

بوی بهار و می‌شنَوَم 😀🌼🍃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط