عاشقانه

به زیر آسمان شب نشسته ام میانِ راه
دوباره دلخوشم مگر ببینی‌ام به لطف ماه
چه باک از اینکه بُرده‌ای به یک اشاره‌ طاقتم
وَ می‌بری دل از کفم دوباره با همان نگاه !
بیا و خنجری بزن میان بغض حنجره
بیا مگر رها شود گلویم از حصار آه
اگرچه حسرتی شدی که ظالمانه می‌برد...
خیال قمریِ مرا  از آسمان به قعرِ چاه
تورا به‌جای هردومان همیشه دوست دارمت
چه غم که ذره ذره از نبودنت شَوم تباه
دلیل زنده بودنم؛ سرودن از تو بود و بس
دوباره می‌نویسمت اگرچه هم به اشتباه
تنِ سفیدِ دفترم به‌ جای عاشقانه ها...
اگرچه از گلایه‌های کهنه می‌شود سیاه!
دیدگاه ها (۰)

منی که عصر جمعه را همیشه با تو بهترمبیا بمان که بگذرد غروب ت...

امشب از آسمان ديده توروي شعرم ستاره ميبارددر سكوت سپيد كاغذه...

مرد بی رحم

هعععععی اینم از پارت آخر

پارت ۷: از آن شبِ دست‌ها و سکوت، یک هفته گذشت. هفته‌ای که در...

عروس مرده فصل دوم: دور راهی ادامه بخش بیست و نه فیروزه که خو...

سرمای دوری... میان این همه سرمای دوری دلم گرم تو دارد نفس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط