{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند

رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند
روی دلم دوباره همه پا گذاشتند
 
تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است
گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند
با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین
حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم
یک کربلا برای من اینجا گذاشتند
آری مرا که خادم هیئت نوشته اند
دربست وقف زینب کبری گذاشتند
بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند
بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند
این ساده نیست ، دل حرم الله می شود
این را به دل در عالم بالا گذاشتند
 
هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست
یک اربعین در عالم معنا گذاشتند
 
می خواستم شهید ره کربلا شوم
این وعده را دوباره به فردا گذاشتند
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

࿐ྀུ༅ ࿇ ﷽ ࿇ ࿐ྀུ༅✅با دعا فرج زودتر تحقق می‌یابد آری؛ یک هزار و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط