#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
گفتم یه وقت با خودت نگفتی ما تو این سیاهیِ موهات غرق میشیمُ دیگم راه نجاتی واسمون باقی نمیمونه؟ خندیدُ گفت خب منم همینو میخام دیگه، میخام هیچ راه نجاتی نداشته باشی ازم گفتم کجایِ کاری بابا خیلی وقته دیگه راهی نداریم به جز تو، انگاری همه شکلِ تو شدن، همه چیز شده تو، تو صورتِ آدما دنبال شکل توم، من خیلی وقته که دیگه از تو راه نجاتی ندارم جز آغوشت...
دیدگاه ها (۲)

part 66جونگکوک« پس قرارمون شد چیکار کنی؟»& اگه چیزی خواستم ی...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

پارت ۳۷ چند روز از شام سه‌نفره گذشته بود.عصر، من روی مبل درا...

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

وقتی که بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

Part 7

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇13ویو هویج:بعضی آدما وقتی وارد زندگی‌ات ...

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط