.
.
اگر نمیتوانی خدمت کنی برو تا خیانت نکرده باشی
.
علی کریمی با این جمله و طی یک پست اینستاگرامی به ادامه همکاریش با کارلوس کیروش خاتمه داد
تصمیمی که با واکنشهای گوناگونی روبرو شد و بسیاری از قلم به دستان و رسانه های حامی کارلوس کیروش بابت اتخاذ این تصمیم او را به باد انتقاد گرفتند.
ولی گذر زمان نشان داد کریمی بهترین تصمیم ممکن را گرفته بود،
کریمی رفت چون با کار کردن تحت هر شرایطی سازگاری ندارد، کریمی رفت چون عزت نفسش را مهمتر از هر چیزی میدانست، کریمی رفت تا از او و اسمش استفاده ابزاری نکنند، کریمی رفت تا از محبوبیت او برای سرکوب کردن مخالفین استفاده نکند، کریمی رفت تا با بی احترامی و ذلت او را کنار نگذارند،
کریمی بعد از مدت کوتاهی کار کردن بعنوان دستیار کارلوس کیروش به ماهیت فعالیتها و قصد و نیت او پی برد و رفتن را به ماندن و ساختن با هر شرایطی ترجیح داد، اتخاد چنین موضعی و گرفتن چنین تصمیمی توسط کریمی نه برای اولین بار بود و نه قطعا آخرین بار، کریمی را همین تصمیم های شجاعانه علی کریمی کرده است، کریمی را بیش و پیش از گلها و دریبلهای جادویش با مواضع خاص و دلیرانه اش به یاد داریم، مواضعی که با اتخاذ آنها خیلی چیزها را از دست داد از بازوبند کاپیتانی و لباس تیم ملی تا لباس پرسپولیس در مقاطع مختلف و مورد غضب مسئولین قرار گرفتن، ولی در عوض چیز مهمتری را به دست آورد چیزی که نه با تعداد بازی ملی بدست میاید نه با گل ملی و سوگلی سرمربی بودن، کریمی دل مردم سرزمینش را به دست آورد دل هوادارانی که کریمی را صرفاً جادوگر فوتبال نمیداند کریمی برای آنها سبک زندگیست
.
علی کریمی بین مربی تیم ملی بودن و شخصیت و غرورش یکی را انتخاب کرد
.
زندگی مملو است از این انتخابها، انتخابهایی که فارق از توانایی فنی یکی را جواد نکونام میکند و یکی را علی کریمی
.یکی رکوردار تعداد بازی ملی و یکی رکوردار فتح دل مردم
یکی میبیند و میرود تا خیانت نکرده باشد، یکی میبیند و میماند و ...
اگر نمیتوانی خدمت کنی برو تا خیانت نکرده باشی
.
علی کریمی با این جمله و طی یک پست اینستاگرامی به ادامه همکاریش با کارلوس کیروش خاتمه داد
تصمیمی که با واکنشهای گوناگونی روبرو شد و بسیاری از قلم به دستان و رسانه های حامی کارلوس کیروش بابت اتخاذ این تصمیم او را به باد انتقاد گرفتند.
ولی گذر زمان نشان داد کریمی بهترین تصمیم ممکن را گرفته بود،
کریمی رفت چون با کار کردن تحت هر شرایطی سازگاری ندارد، کریمی رفت چون عزت نفسش را مهمتر از هر چیزی میدانست، کریمی رفت تا از او و اسمش استفاده ابزاری نکنند، کریمی رفت تا از محبوبیت او برای سرکوب کردن مخالفین استفاده نکند، کریمی رفت تا با بی احترامی و ذلت او را کنار نگذارند،
کریمی بعد از مدت کوتاهی کار کردن بعنوان دستیار کارلوس کیروش به ماهیت فعالیتها و قصد و نیت او پی برد و رفتن را به ماندن و ساختن با هر شرایطی ترجیح داد، اتخاد چنین موضعی و گرفتن چنین تصمیمی توسط کریمی نه برای اولین بار بود و نه قطعا آخرین بار، کریمی را همین تصمیم های شجاعانه علی کریمی کرده است، کریمی را بیش و پیش از گلها و دریبلهای جادویش با مواضع خاص و دلیرانه اش به یاد داریم، مواضعی که با اتخاذ آنها خیلی چیزها را از دست داد از بازوبند کاپیتانی و لباس تیم ملی تا لباس پرسپولیس در مقاطع مختلف و مورد غضب مسئولین قرار گرفتن، ولی در عوض چیز مهمتری را به دست آورد چیزی که نه با تعداد بازی ملی بدست میاید نه با گل ملی و سوگلی سرمربی بودن، کریمی دل مردم سرزمینش را به دست آورد دل هوادارانی که کریمی را صرفاً جادوگر فوتبال نمیداند کریمی برای آنها سبک زندگیست
.
علی کریمی بین مربی تیم ملی بودن و شخصیت و غرورش یکی را انتخاب کرد
.
زندگی مملو است از این انتخابها، انتخابهایی که فارق از توانایی فنی یکی را جواد نکونام میکند و یکی را علی کریمی
.یکی رکوردار تعداد بازی ملی و یکی رکوردار فتح دل مردم
یکی میبیند و میرود تا خیانت نکرده باشد، یکی میبیند و میماند و ...
- ۱.۳k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط