{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رانی موکرجی

رانی موکرجی

با همین چشمهای خودم دیدم، زیر باران بی امان بانو!
در حرم قطره قطره می افتد آسمان روی آسمان بانو

صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس میشود اما
به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو

گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم
باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو

باز هم مثل کودکی هر سو میدوم در رواق تو در تو
دفترم دشت و واژه ها آهو... گفتم آهو و ناگهان بانو

شاعری در قطار قم-مشهد چای میخورد و زیر لب میگفت:
شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

شعر از دست واژه ها خسته است، بغض راه گلوم را بسته است
بغض یعنی نگفته هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

این غزل گریه ها که میبینی آنِ شعر است، شعر آیینی
زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو
روزت مبارکککک
دیدگاه ها (۵)

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!درحرم قطره ...

روز دختر

عاشقانه های شبنم بیاد بابا محمدم

خاطرم هست گریه ی مادرحال و روز مرا به هم می ریختقطره قطره نم...

آسمان رقصید و بارانی شدیمموج زد دریا و طوفانی شدیمشعر کامل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط