رخت احرام به تن ,شکر خدا برگشتید

رخت احرام به تن ,شکر خدا برگشتید
دلمان خون شد و از شهر منا برگشتید
قصه مشک و لب تشنه و عباس حسین
حاجیان تشنه لب از سعی صفا برگشتید
دیدگاه ها (۱۰)

کوله بارى پر زمهر انبیا دارد شهیدسینه‏ اى چون صبح صادق، باصف...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط