{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الب قدیمی ق1

الب قدیمی ق1
مرغی مثل خروس صدا می‌کرد بدشگون دانسته و بلافاصله سرش را می‌بریدند
خوابِ زن چپ است یعنی وارونه تعبیر می‌شود
برای طلب باران مراسمی برگزار می‌کردند که به آن هَل هَل هَلونَکی می‌گفتند
همیشه روی بلندی‌ها می‌روند و روبه امامزاده‌ها سلام می‌دهند
به متولیان امامزاده‌ها که به آنها سادات می‌گفتند احترام می‌گذاشتند
به ارتباطات فامیلی اهمیت زیادی می‌دادند
حرام کردنِ شیر مادر از باورهای بختیاری است
درخت کُنار (سِدر) درختی بهشتی بوده، بریدن آن گناه است وبرای فردی که آن را می بُرَد شگون ندارد
به بیماری صرع پیرونی گفته و برای معالجه اش روش خاصی داشتند
سرنوشت (تیگ نوشت) را قبول داشتند
به افراد بی عرضه و نالایق اَو به چاله رِز گویند یعنی کسی که ارزش پدرش را از بین برده است
به اجنه (فرشتگان بد) هم اعتقاد داشته و باور داشتند که جن از بسم الله فرار می‌کند
هرگاه وارد فضای تاریکی می‌شدند یا می‌خواستند آب جوش را درون ظرفی بریزند، بسم الله می‌گفتند
پس از غروب آفتاب چیزهای سفیدرنگ مانند ماست،نمک و ... را از خانه بیرون نمی‌بردند مگر آن را پوشانده باشند
همیشه سهمی از محصول خود را به سادات و تُشمالهامی‌دادند و حتی بخشی را نیز سهم پرندگان می‌دانستند وهنگام شخم زدن، زمانی که مشت مشت بذر را روی زمین می‌پاشیدند می‌گفتند: این مُست (مُشت) سهم سید، این مُست سهم تشمال، این مُست برای باندِه (بالِندِه یعنی پرنده)
سلام و احوالپرسی طولانی داشتند
رفت‌ و آمد با افراد را مهم دانسته و اگر مدت کوتاهی هم با کسی ارتباط داشته باشند برای آن ارزش زیادی قایلند
اصل و ریشهٔ انتقال صفات را، پدر می‌دانند
شیر را مظهر شجاعت دانسته و مجسمه اش را بر گور مردان یزرگ نصب کرده یا شکل آن را بر سنگ مزارش حک می‌کنند
برخی افراد کمر بسته یا نظر کردهٔ یکی از امامزاده‌ها بوده و آسیبی به آنها نمی‌رسد
عروس را سه بار دور چاله (اجاق خانه) چرخانده و سپس او را به خانهٔ شوهر می‌بردند.اگر زن مسنی در برابر بزرگی دستمال از سر درآورده و او را سوگند داده تا گناهکاری را ببخشد، او نیز می‌پذیرفت
وقتی فردی در هنگام غذا خوردن زبانش را گاز بگیرد، کسی دارد پشت سرش حرف می‌زند
خون بس از باورهای بختیاری‌ها است
خوشقدم یا بدقدم بودن را باور داشتند
در شب ناخنهایشان را کوتاه نمی‌کردند
برخی درختان قدیمی را مقدس دانسته و برای برآورده شدن نیازهایشان به آن پارچه گره می‌زدند (دخیل بستن)
در گذشته که وسایلی مانند کبریت نبود، روشن کردن و روشن نگهداشتن آتش اجاق، کار مهمی بوده که برعهدهٔ پدر و بعده
دیدگاه ها (۱)

🧬🩸 تحلیل شخصیت از طریق گروه خونی؛ واقعیت یا باور عمومی؟ 🤔✨🩸🅰...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

به درخواست دوستان معرفی کتاب داریم 📚کتاب آقا مجتبی از انتشار...

خیابان را رها نکنیددیشب در تجمع فلکه دوم تهرانپارس برخی دخت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_6 فصل سوم | اتا...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط