دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخ

دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخ
که لحظه لحظه به من می دهد ...
نشانه ی تلخ ،

دلم همیشه پر است از غمی که می آید
شبیه بغض گلوگیر ،
در بهانه ی تلخ ...

تب و تباهی و حس قریب تنهایی
عجب ضیافت شومی ،
در این شبانه ی تلخ ...

چقدر حس بدی است حس تنهایی
دوباره زمزمه ی زیر لب ،
ترانه ی تلخ .

کبوتری که بیفتد جدا ز معشوقش
چگونه پر بزند !
رو به آشیانه ی تلخ ؟

قلم به دست من امشب به گریه می گوید:
چرا دوباره شروعی ،
به عاشقانه ی تلخ ؟

تمام قصه همین بود : اینکه تو بروی
و خیره منتظرم من ،
.... به بی کرانه ی تلخ ...
دیدگاه ها (۱)

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

**زندگی تکرار نشدنی****پارتی پنجم (آخر)**باران کم‌کم بند آمد...

~ی پروژه‌ خیلی زیبای دیگه‌ به مناسب تولد جیمین تو آسمون لیما...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

عاشقانه های شبنم

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط