{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محتاج دمم از نفست با دم عشقت

محتاج دمم از نفست با دم عشقت
عالم به فدای تو و آن عالم عشقت

یک زخمه به تار دل من کاش بیافتد
داروی دلم نیست بجز مرهم عشقت

رفتی و ندانسته ام افسوس دلیلش
اشک من و دریای غمی از نم عشقت

هر بیت که از بهر تو گفتم غزلی شد
بسیار دلم گشته چو اینک کم عشقت

آهم همه دمساز دم نای غمی شد
شد سهم من افسردگی و ماتم عشقت

دیوانه و دیوانه و دیوانه ترینم
رسوای دو عالم شده ام از غم عشقت
دیدگاه ها (۸)

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبوداز بخت بدم هیچکس آگاه نبودحالا شد...

دلﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺗﻮ ﺷﺪ ، ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﺑﺸﻮﯼﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﮕﯽِ ﺩﻝ ...

دلنشین ! ... ای غم دلواپسی ات بر کمرممن از آنـی کــه تــو پن...

بوسید سرم را که بگوید نگران بوددنبال کسی بود که خود غافل از ...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط