{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Iove and the moon

Iove and the moon
Part49

ویو یونا

چشمهام را باز کردم ساعت تقریبا 4 بود کوک از شدت خسته گی خوابش برده بود

یونا: کوک بیا بالا بخواب کمرت درد میگیره

کوک: یوو. یونا حالت خوبه

یونا: اره بیا بالا کنارم بخواب بهتر میشم

کوک: نمیدونی چقدر نگرانم کردی تو دختر

یونا: الان که اینجام کنارتم زود بیا بالا تا پشیمان نشدم عشقم

کوک: باشه

یونا‌: برام یکم لالایی می خونی

کوک: باز لبم یا با زبونم

یونا: با صدات آدم باهوش

کوک: من بلد نیستم پس بزار با لب هام تو رو بخوابونم

یونا: باشه اما یه بوسه کوتاه میخوام

●وووووووو خودتون میدونید

《ویو فردا صبح 》♡

یونا : جونگ کوک جونکوک.....کوک

کوک: بله عشقم

یونا : میگم دیشب یه از حال رفتنم اتفاقی افتاد

کوک: اول صبحانه‌ رو بخور تا بهت بگم

یونا: باشه من میخورم تو بگو

○همه اتفاقات رو توضیح داد

کوک: امروز میخوام برم شرکت و شما هم باید با من بیای خانم خوشگله

یونا: ببینم ایهون هنوز اون جاست

کوک: اره

یونا: ای باباااااااا

کوک:این دفعه از کنارت تکان نمی خورم

یونا: خوبه 《 ( ‾‌ ◡ ‾‌ ) 》

کوک : و اینکه هوا یکم سرده و لباس گرم بپوش

یونا: باشه عشقم

¹⁰دقیقه بعد

کوک: عشقم آماده شدی داره دیر میشه هااااا

یونا: بیا خوبه لباسم

کوک: اره خیلی خوشگله بیا بریم دستت بده🤩

یونا : باشه

●بعد از یه چند دقیقه به شرکت رسیدن و......

این داستان ادامه دارد ...😅


خب من اون دوتا دیگه رو هم نوشتم بستگی به شما داره که لایک و کامنت رو برسونین
شرط
۱۰ تا لایک
۱۵کامنت
دیدگاه ها (۱۹)

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

.PRISON MAFIA.

The unwanted Roommate __________________________ویو کیم هانا...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

پارت پنج

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط