{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نبودنت...

به نبودنت...
از کنار که نگاه میکنم
چشم هایت...
مهربانتر از روزهای بودنت به چشمم می‌آید

موهایت حریرتر
لبخندت ملیح تر
دست هایت گرم تر
آغوشت امن تر
کلماتت شیرین تر
خنده هایت...



خنده هایت...

آه که این "تر" های لعنتی کجا بودند
آن روز ها که بودی

که حالا
جزء جزء به تو اضافه میشوند
و اشک اشک
گونه هایم را تر میکنند!!

از کنار نگاهم کن
شاید من را عاشق تر دیدی
شاید از گذشته‌ام گذشتی
شاید کنار آمدی و باز کنارم نشستی...



شاید دیگر چشم من تر نشد

____________________ #مرتضی_قرائی
دیدگاه ها (۴)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

مهمونی پارت آخر

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁷می‌ترسید اون بغضش یهو بشکنه و همراهش ...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

پروانه جان

......//برده ی زیبا//......

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط