دیشب ...

دیشب ...
نبودنت
انقدر سنگین و دردآور بود !
که به ذهنم خطورکرد
دیگر به
" تُ" فکر نکنم
صبح که از خواب بیدار شدم
تصمیم گرفتم
به دیشب فکر نکنم !


#آرتا_قربانی
دیدگاه ها (۹)

A dead queen

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

the first lie

سناریو مایکی پارت ۴

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

part 9

سناریو مایکی پارت ۱

پارت 5

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط