پارت ۶

پارت ۶
صبح
ویو روبی:
از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحونه رو اورد خوردم و یاد حرف دیروزم به جونگ کوک افتادم
فلش بگ به دیشب
(من هم همسر سنگ دلی مثل تو رو نمی خوام)
پایان فلش بگ
تصمیم گرفتم لباس بپوشم و ببینم جونگ کوک چی دوست داره براش ببرم
آماده شدم و یک لباس ساده و زیبا پوشیدم و از توی باغ براش میوه ی تازه جمع کردم

فلش بگ به موقع رسیدن به پایگاه جونگ کوک

تهیونگ:.........
دیدگاه ها (۲)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

پارت ۲۶

پارت ۳۸

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط