تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم ان شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مث آن خواب بعید است بیند دیگر
هرکه تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اسرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست که پس زده پیوندش را..
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم ان شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مث آن خواب بعید است بیند دیگر
هرکه تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اسرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست که پس زده پیوندش را..
- ۱.۶k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط