تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
دیدگاه ها (۵)

تو همانی که دلم لک زده لبخندش راهمانی که نتوان یافت همانندش ...

☸ تو همانــــــــی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان ی...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو کــه هرگز نتوان یافت همان...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش راتو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط