{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد من باشد فردا حتماً

یاد من باشد فردا حتماً
چای را دم بکنم
و در ایوان حیاط، سفره را پهن کنم
در جوار گل یاس
نان و چایی بخورم
ناز گل را بکشم حق به شب بو بدهم
بگذرم از سر تقصیر رفیق، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری
ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتماً
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست
مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت....
دیدگاه ها (۱۹)

ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺭﯼ ﺯ ﺑﺮﻡ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺟﺎﻥ ﻣﻨﯽ / ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﮑﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﮔﺮ...

والا ا ا!!!

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو درایوان حیاط، سفره را ...

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو در ایوان حیاط، سفره را...

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو در ایوان حیاط، سفره را...

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو در ایوان حیاط، سفره را...

یادم باشد فردا ، چای را دم بکنمو در ایوان حیاط ، سفره را پهن...

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو درایوان حیاط، سفره را ...

یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو درایوان حیاط، سفره را ...

یاد من باشد فردا حتماچای را دم بکنمودر ایوان حیاط،سفره را په...

.یاد من باشد فردا حتماًچای را دم بکنمو در ایوان حیاط، سفره ر...

یاد من باشد فردا حتما به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط