{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصفهانیه از تو یه کوچه رد میشده

اصفهانیه از تو یه کوچه رد میشده
میبینه یکی کنار کوچه خوابیده ;
میگه دادا چرا اینجا خوابیدی ؟
میگه اینجا غریبم جایی برا خوابیدن ندارم.
اصفهانیه دلش میسوزه و بغض میکنه و میگه:

وخی!! وخی بیا بریم تو کوچه ما بخواب!!
دیدگاه ها (۵)

سناریو #وقتی شبا نمیتونیم بخوابیمنامجون : میخوای برات کتاب ب...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

بارون اول

Love you پارت هفتم-داریم میریم امریکا نه&ارع-اوه از اینجا تا...

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

فیک انتقام یا عشق

رمان بهترین من،پارت۴☆چویا:گ..م شو اون طرفدازای:من که روی زمی...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط