{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمش

تهیونگ: چرا الان اینو میگی به جیمین هم و تا اگه ندیدیمش بتونه یه کاری کنه

جونگ کوک:تو راه بهش میگم لعنتی بدو

ویو یونا

یونا: بیا اینجا

یوری :ببینم نمیخوای بهم بگی چطوری فهمیدی که اونا خلاف کارن ؟

یونا :الان اصلا نمیتونم برات توضیح بدم چون امکان داره هر لحظه پیدامون کنن باید فرار کنیم ببین تو اینجا میمونی منم میرم

یوری:اما...
یونا:گوش کن من میرم اگر بهت زنگ زدم یعنی منو نگرفتن ولی اگر بهت زنگ نزدم یعنی باید سریع بری چون تورو نمیشناسن ندیدنت پس فهمیدی؟
یوری:یونا اصلا قبول نمیکنم
یونا:دوست ندارم اتفاقی براتون بیوفته از جات تکون نخور فعلا
یوری:یونااا..لعنتی

سه ساعت بعد

(گوشی یوری زنگ میخوره و وقتی برمیداره میبینه که یونا هست)
یوری:الو؟یونا؟
یونا:آره منم خوبی؟
یوری:آره تو چی؟
یونا:منم خوبم ببین باید فورا از اینجا بریم به خاطر همین اول برای تو بلیط گرفتم اول تو میری‌ بعدم من میام
یوری:چی ؟نه
یونا :همینی که گفتم
(باهم توافق میکنن به خاطر همین اول یوری‌ از چین خارج میشه و بعد میرسه همون روزی یونا میخواد بره)
یونا :چند ساعت دیگه میتونیم بریم؟
خانم ناشناس:۵ دقیقه دیگه هواپیما حرکت میکنه
یونا:خیلی ممنون

(یونا وارد هواپیما میشه و میره روی صندلیش میشینه که تا میخواد استراحت کنه صدایی میشنوه)
جونگ کوک:جاتون خوبه
یونا:بله ممنون خوبه
جونگ کوک:عه پس اینجوریاست
یونا:ها؟
(که صورتش رو برمیگردونه که جونگ کوک رو میبینه و....
خوشتون‌اومد؟🙃
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

مبارک مبارکههه تولدت مبارک کوکییی 😎😭🥳🤩🤗🫠😉😘🌸💜💙❤️🥹💞💖✨️ایشالله ...

تولد کوکیییی هست مبارکههههه کوکیییی خوشمل پسر پسر جذابم ایشا...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

پارت ۱یوری :ای خدا فقط یه استراحت به من بده برای چی باید به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط