Love you
Love you
پارت هفتم
-داریم میریم امریکا نه
&ارع
-اوه از اینجا تا امریکا۲ساعت راه من میگرم بخابم
&منم میخابم پس
-بخاب
«۲۰دقیقه بعد»
-خابیدی
&نوچ
-حوصلم سر رفته
&بیا یکاری کنیم
-چیکار
&اومم مثلن بیا راجب خودمو تو هر نوبت یچی تعریف کنیم
-اومم باش اول تو بگو
&خوب من از ماکروفر میترسم
-جدی😂چرااا
&حس میکنم هرلحظه ممکنه بترکه
-اوع
-خوبب من رشته ام اشپزیه
&منم رشته ام خوانندگی
-جدی
&اهومم
&راستی تو مگ ایدل نیستی اینک ۶ماه از کشور بری و یا کنسرت نزاری کمپانی اعصبانی نمیشه
-ام خوب من هم گروهیام خودشون خاستن برن سربازی برا همین دو سال از کار ایدلی معافم😂
&چند نفرین تو گروه
-چهار نفر من میا و می کیونگ و جوکیونگ
&عاها خوب بریم ادامه بازی
-من از بچگی دوست داشتم اشپزی بخونم و بزرگ شدم برا مامانم غذای خوب درس کنم اما چون مامانم مرد تصمیم گرفتم فقط وقتی عاشق یکی شدم برا اون غذا درس کنم در غیر این صورت حتا اگ بگن طرف میمره یا من میمیرم بازم براش درس نمیکنم اگ عاشقش نباشم
&اوهه
&خوب منم دوس داشتم وقتی عاشق کسی شدم یدون اتاق مخفی درس کنم با وایبی ک اون دوس داره با کلی خوراکی و دوتای بریم اونجا بازی کنیم خوش بگذرونیم
-اوه چقد قشنگهههه
&خوشت اومد
-ارعع
-من همیشه دوس داشتم پدرم منو هم انداز سوا دوست داشت باشه
&مگ پدرت فرق میزار بینتون
-ارع چون من شبیه مامانم و عمم هستم از لحاظ قیافه اما سوا کپی مامانمه و بابام وقتی سوا رو میبینه حس میکنه مامانمه برا همین بیشتر دوسش دار اما من هرچقدر تلاش کنم بازم تحقیرم میکنه و اون همه دوسم نداره
&اوه چ بده
-اوم
«»هواپیما میخاهد فرود بیاید لطفا کمرند خود رو ببندین
-چ زود رسیدیم
&ارع بیا پیادشیم
-باش
&اروم از پله ها بیا پایین
&اونا ماشین اونجا منتظرمونه
پارت هفتم
-داریم میریم امریکا نه
&ارع
-اوه از اینجا تا امریکا۲ساعت راه من میگرم بخابم
&منم میخابم پس
-بخاب
«۲۰دقیقه بعد»
-خابیدی
&نوچ
-حوصلم سر رفته
&بیا یکاری کنیم
-چیکار
&اومم مثلن بیا راجب خودمو تو هر نوبت یچی تعریف کنیم
-اومم باش اول تو بگو
&خوب من از ماکروفر میترسم
-جدی😂چرااا
&حس میکنم هرلحظه ممکنه بترکه
-اوع
-خوبب من رشته ام اشپزیه
&منم رشته ام خوانندگی
-جدی
&اهومم
&راستی تو مگ ایدل نیستی اینک ۶ماه از کشور بری و یا کنسرت نزاری کمپانی اعصبانی نمیشه
-ام خوب من هم گروهیام خودشون خاستن برن سربازی برا همین دو سال از کار ایدلی معافم😂
&چند نفرین تو گروه
-چهار نفر من میا و می کیونگ و جوکیونگ
&عاها خوب بریم ادامه بازی
-من از بچگی دوست داشتم اشپزی بخونم و بزرگ شدم برا مامانم غذای خوب درس کنم اما چون مامانم مرد تصمیم گرفتم فقط وقتی عاشق یکی شدم برا اون غذا درس کنم در غیر این صورت حتا اگ بگن طرف میمره یا من میمیرم بازم براش درس نمیکنم اگ عاشقش نباشم
&اوهه
&خوب منم دوس داشتم وقتی عاشق کسی شدم یدون اتاق مخفی درس کنم با وایبی ک اون دوس داره با کلی خوراکی و دوتای بریم اونجا بازی کنیم خوش بگذرونیم
-اوه چقد قشنگهههه
&خوشت اومد
-ارعع
-من همیشه دوس داشتم پدرم منو هم انداز سوا دوست داشت باشه
&مگ پدرت فرق میزار بینتون
-ارع چون من شبیه مامانم و عمم هستم از لحاظ قیافه اما سوا کپی مامانمه و بابام وقتی سوا رو میبینه حس میکنه مامانمه برا همین بیشتر دوسش دار اما من هرچقدر تلاش کنم بازم تحقیرم میکنه و اون همه دوسم نداره
&اوه چ بده
-اوم
«»هواپیما میخاهد فرود بیاید لطفا کمرند خود رو ببندین
-چ زود رسیدیم
&ارع بیا پیادشیم
-باش
&اروم از پله ها بیا پایین
&اونا ماشین اونجا منتظرمونه
- ۱۴۳
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط