ساعت سه صبح.

ساعت سه صبح.
خوابم نمیبره
دعا نمیکنم بمیرم
اما دقیقا وسط سینم انگار سنگ لهد رو حس میکنم
دارم از عصری توی قلبم عبور میکنم که حتما ازش بعد ها سوال امتحانی میاد.
دلم پر از درد
هیچ وقت حتی بیست سال زندگی اینقدر حالم رو بد نکرده بود
اما
خوب میشم
از ماهی قرمز که کمتر نیستم
زور میزنم یادم بررره
یادم برررری
راستی
خوب درد دل میکنی با همه
زندگی به کامت
#سولماز
دیدگاه ها (۲)

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

پرنسس ناخواسته

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

برده عمارت جئون

Custom bride part : ۱۶

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۶$کایرا : خب بریم سوارشیم.کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط