{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وان چنان پای گرفتست که مشکل برود
دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

♨️ بیانیه سید عبدالملک بدرالدین حوثی درباره تکرار اهانت‌های ...

عاشقانه های شبنم

شهادتت مبارک بسیجی!دست مریزاد به غیرت شما بسیجی هاچه خوب گفت...

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

P14طناز چند قدم پشت سر جئون راه می‌رفت. راهروی اصلی عمارت هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط