سلام دوستای خوبم از همگی معذرت میخوام،من از امروز از نسخه

سلام دوستای خوبم از همگی معذرت میخوام،من از امروز از نسخه قدیمی ویس استفاده میکنم و نمیتونم دنبالتون کنم،اما هر کس که لایک کرد تو اخرین پستم کامنت بذاره من حتما به پروفتون میام و عکساتونو لایک میکنم.ممنونم از همگی شما دوستای گلم.روز خوش

آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم اینو بفروشیم…رفتیم بازار یه پیرمردی دیدیم گفت گاوتو بده من بهت لوبیای سحرآمیز بدم،آقو گاوو دادیم لوبیاهارو گرفتیم بردیم کاشتیم فرداش درخت در اومد از درخت رفتیم بالا رسیدیم به خونه یه غول یه مرغ تخم طلا ازش کش رفتیم برگشتیم پایین تا پامون رسید به زمین دیدیم اومدن جلبمون کردن!
گفتیم چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غیر اصولی خاک منطقه رو ضعیف کردین ۱۴تا خانواده بدبخت شدن! گفتیم کاکو صبر کن الآن یه تخم طلا بهت میدم شمام بیخیال ما شو…به ای مرغو گفتیم یه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قیمت طلا در بازارهای جهانی دیگه تخم طلا نمیذارم!
گفتیم حداقل دوتا تخم مرغ معمولی بده تو زندان نیمرو کنیم گفت تخم مرغ معموای تو کلاس کاری من نیس!ها ها ها ها ها ها ها…مارو که داشتن میبردن زندان وسط راه رسیدیم به اون پیرمردو دیدیم مازراتی زیر پاشه!!! گفتیم کاکو چی شد پولدار شدی!؟ گفت اون گاوو که به من دادی روزی ۲۵ تا گوساله طلا میزاد!…ها ها ها ها ها ها ها…آقو به نظر من آدم همیشه باید قدر چیزایی که داره رو بدونه....
دیدگاه ها (۱۰۶)

آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم...

ماجراي آقاي همساده: آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گ...

داستان امشب آقوی همسایه✌آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود ی...

آقو ما يه خاطره بسيار فرحبخش از ماه رمضون داريم...يه بار رفت...

آقو ما یه بار رفتیم دخترمونو از همون کودکی با مسئله حجاب آشن...

“داستان ازدواج اجباری من !”آقو ما یه بار رفتیم دخترمونو از ...

رمان Black & White پارت 58

تصادفی پارت ۱۲

قسمت32By your sideبعد چند دقیقه نشستن بکی و شقایق گفتن میخوا...

Pt54

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط