به یاد پدر ...

به یاد پدر ...

هر روز که می آمدم ،هرچقدر هم که دیر، منتظرم می ماندی

من را روی پایت می گذاشتی و از غم هایم می پرسیدی

و من برایت می گفتم از غصه هایم ، من می گفتم و شما

آرام آرام اشک می ریختی و نوازشم می کردی

دستهای مهربانت درد قلب کوچکم را تسکین می داد

برایم از پسری قصه می گفتی که تسکینی بر دردش نبود

و این بار با هم گریه می کردیم . . .

حالا هر وقت که دلم می گیرد با جای خالیت نجوا می کنم . . .

....:::::: پدر ، بی تو دنیا جای خوبی نیست :::::....
دیدگاه ها (۱)

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

Seven

دلنوشته ای برای مادرممادرم، مهربانم!شاید باور نکنی با اینکه ...

پست یادگاری به مناسبت تولدکوردیش فایل.....ارسالی ازنفس بانوا...

پیشاپیش روز این بزرگ های آسمونی مبارک . . . ………………………………………...

ᴘᴀʀᴛ17

به او گفتم:اگر روزی از این ایّام بی فرجاممن مُردمتو بعد از م...

پیری می‌دانم پیرم و گاهی بی‌دلیل بهانه جوانی‌ام را میگیرم ، ...

سختگیری باعث فرار دختر جوان از خانه شد☆سهیل به نقل از روزنام...

ثانیه ثانیه ای که منتظرم گذاشتی باید تقاص پس بدی . گفتم اخم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط