"نمی دانَد دلِ تَنها میانِ جَمع هَم تَنهاست"

"نمی دانَد دلِ تَنها میانِ جَمع هَم تَنهاست"
مَرا اَفکَنده در تُنگی که نامِ دیگَرَش دَریاست

تو از کِی عاشقی؟ این پُرسشِ آیینه بود از مَن
خودش از گِریه اَم فَهمید مُدت هاست ،مُدت هاست

به جایِ دیدنِ رویِ تو در خود خیره ایم اِی عِشق
اَگر آهِ تو در آیینه پیدا نیست، عِیب از ماست

جَهان بی عِشق چیزی نیست جُز تِکرارِ یک تِکرار
اَگر جایی به حالِ خویش باید گِریه کَرد اینجاست

مَن این تِکرار را چون سیلیِ اَمواج بَر ساحِل
تَحَمُل می کنَم هَر چَند جانکاه است و جانفَرساست

در این فِکرَم که در پایانِ این تِکرارِ پِی در پِی
اگر جایی بَرایِ #مرگ باشَد! زِندگی زیباست

#فاضل_نظری
#ایراندخت
دیدگاه ها (۰)

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

عاشقانه های شبنم

رمان عشق و انتقام

پارت ۳۰دو ساعت بعد شیو:یونایونا:....شیو:میشه گریه‌نکنی تازه‌...

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش دوم)✍️حسین شری...

پارت ۳۲ — «چیزی که دیگر نمی‌شد پنهانش کرد»خبر حمله به قلعه‌ی...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط