درد دوری
"درد دوری"
پارت 18
ریندو : مایکی میدونی که چه ریسکی داره
مایکی : میدونم اما این حس قوی بهم میگه که باید این کار بکنن ... نمیدونم ریسک زیادی داره ولی خب
...اه مغز کار نمیکنه
ریندو : هی بخیال ولی مهم اینکه خودش قبول کنه یا نه
من میرم تو اتاق تو هم بیا
سرم روی دوتا دستام گذاشته بودم که صدای پای ریندو باعث شد بهش نگاه مکنم
نمیدونم چیکار کنم
ریسک بالای داره
هم امکان داره که اسیب ببینه و هم امکان داره که به نفه همه باشه
ولی الان تضمین جونش برام مهم تره
فکر کنم الان همه توی اتاق باشن منم باید برم
همینطور که به سمت اتاق میرفتم بیشتر فکر میکردم
به در که رسیدم درو باز کردم و با یک صحنه سم روبه رو شدم
روی سر همه گوش گربه بودددددددددد
واای قیافهاشونننننن
داشتم نگاه میکردم که چشمم به کاکوجو افتاد
ثانا داشت براش گوش میزاشت
شتتتتت
توی قیافه همه التماس و کمک مج میزد
همنطوری نگاهشون میکردم که ثانا منو دید
ثانا : مایکییی بیا برات توهم گوش گربه بزارم
ارم رفتم نشستم سر جام که ثانا امد و برام گوشارو گذاشت
ثانا : تموم شدددددددددددددد
خبب ببخشید من میرم شما به جلسه تون برسید
تا ثانا اینو گفت منو ریندو همزمان گفتیم
مایکی و ریندو : وایستا ثانا توهم باید تو جلسه باشی در اصل ما با تو کار داریم
ثانا برگشت و یک نگاه مازافازا با من چیکار دارین انداخت
ثانا : اممم اوکی
مایکی : خب همینطوری که میدونید بونتن یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین مافیاهایت و ما دشمن زیاد داری
ثانا ازت یک درخواستی دارم
به خودت بستگی داره که قبول کنی یا نه
نگاه همنطوری روی ثانا بود
اما عجیب بود اخه
(ممنون برای اینکه وقتتون برای خوندنش گذاشتید
بیشتر ممنون میشم که حمایتم کنید و نظرتون بگید )
پارت 18
ریندو : مایکی میدونی که چه ریسکی داره
مایکی : میدونم اما این حس قوی بهم میگه که باید این کار بکنن ... نمیدونم ریسک زیادی داره ولی خب
...اه مغز کار نمیکنه
ریندو : هی بخیال ولی مهم اینکه خودش قبول کنه یا نه
من میرم تو اتاق تو هم بیا
سرم روی دوتا دستام گذاشته بودم که صدای پای ریندو باعث شد بهش نگاه مکنم
نمیدونم چیکار کنم
ریسک بالای داره
هم امکان داره که اسیب ببینه و هم امکان داره که به نفه همه باشه
ولی الان تضمین جونش برام مهم تره
فکر کنم الان همه توی اتاق باشن منم باید برم
همینطور که به سمت اتاق میرفتم بیشتر فکر میکردم
به در که رسیدم درو باز کردم و با یک صحنه سم روبه رو شدم
روی سر همه گوش گربه بودددددددددد
واای قیافهاشونننننن
داشتم نگاه میکردم که چشمم به کاکوجو افتاد
ثانا داشت براش گوش میزاشت
شتتتتت
توی قیافه همه التماس و کمک مج میزد
همنطوری نگاهشون میکردم که ثانا منو دید
ثانا : مایکییی بیا برات توهم گوش گربه بزارم
ارم رفتم نشستم سر جام که ثانا امد و برام گوشارو گذاشت
ثانا : تموم شدددددددددددددد
خبب ببخشید من میرم شما به جلسه تون برسید
تا ثانا اینو گفت منو ریندو همزمان گفتیم
مایکی و ریندو : وایستا ثانا توهم باید تو جلسه باشی در اصل ما با تو کار داریم
ثانا برگشت و یک نگاه مازافازا با من چیکار دارین انداخت
ثانا : اممم اوکی
مایکی : خب همینطوری که میدونید بونتن یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین مافیاهایت و ما دشمن زیاد داری
ثانا ازت یک درخواستی دارم
به خودت بستگی داره که قبول کنی یا نه
نگاه همنطوری روی ثانا بود
اما عجیب بود اخه
(ممنون برای اینکه وقتتون برای خوندنش گذاشتید
بیشتر ممنون میشم که حمایتم کنید و نظرتون بگید )
- ۹.۸k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط