{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم گفت خدایا پسرم نااهل است

پدرم گفت خدایا پسرم نااهل است
همه گفتند ببر کرب وبلا خوب شود

من شدم سینه زن و گریه کنت ثارالله
پدرم پیر شد و گفت دمت گرم حسین ع
دیدگاه ها (۲)

گمنامسید پابرهنه!از لات های محله بود و بزن بهادر.مادرش از خو...

این چله که تاولادت ارباب استهردیده برای دیدنش بی تاب استتاری...

یادش بخیر، ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ تا ﮔﻢ .ﻧﺸﯿﻢ.....

دعوا کن ...ولی با کاغذت....اگراز کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و...

حسین_نان_حلال_تمام_باباهاست‌پدرم گفت خدایا پسرم نا اهل استهم...

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

قسمت ۹(بخش اول)

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط