دل و دین و عقل و هوشم،همه را به آب دادی

دل و دین و عقل و هوشم،همه را به آب دادی
ز کدام باده ساقی،به من خراب دادی؟
دل عالمی ز جا شد چو نقاب برگشودی
دو جهان به هم بر آمد چو به زلف تاب دادی
دیدگاه ها (۱)

دل و دین وعقل هوشم همه رو به آب دادی...

#🦋 شاعرانه_مندلم اندر طلبِ یار، گرفتار بگشتعقل حیران و پریشا...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

Attar-050705

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط