{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم
خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی ناگریز از ابرهای عابرم
چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
دردل خود مومنم ،در چشم مردم کافرم
گرچه یک لحظه ست از ظاهر به باطن رفتنم
چند صد سال است راه از با طنم تا ظاهرم
خلق می گویند:ابری تیره درپیرا هنی ست
شاید ایشان راست می گویند، شاید شاعرم
مرگ درمان من است از تلخ و شیرینش چه باک
هرچه باشد ناگریزم هرچه باشد حاضرم
دیدگاه ها (۱)

راز این داغ نه در سجده ی طولانی ماست بوسه ی اوست که چون مهر ...

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است ین آتـش از هر سر که بر خ...

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا مسافرخانه رنج است یا ت...

با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم من تفرجگاه ارواح پریشا...

کودکان دیوانه‌ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

ڪودڪان دیوانـــہ ام خوانند و پیران ساحرممن ٺفرجگاه ارواح پری...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط