{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکان دیوانه‌ام خوانند و پیران ساحرم

کودکان دیوانه‌ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده‌ام
در دل خود مؤمنم در چشم مردم کافرم

گرچه یک لحظه‌ست از ظاهر به باطن رفتنم
چند صد سال است راه از باطنم تا ظاهرم

خلق می‌گویند: ابری تیره در پراهنی‌ست
شاید ایشان راست می‌گویند، شاید شاعرم

صبر درمان من است از تلخ و شیرینش چه باک؟!
هرچه باشد ناگزیرم، هرچه باشد حاضرم...
دیدگاه ها (۱)

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم من تفرجگاه ارواح پریشا...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم من تفرجگاه ارواح پریشا...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

ڪودڪان دیوانـــہ ام خوانند و پیران ساحرممن ٺفرجگاه ارواح پری...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط