{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💢می شه من به جاتون برم کربلا؟!

💢می شه من به جاتون برم کربلا؟!

🔹توی ژاندارمری آبادان یک همکار سنی مذهب داشتیم . شمسایی از همان روزهای اول حضورش در پاسگاه با او گرم گرفت. مدام از خوبی ها وکرامت های اهل بیت (ع) و مخصوصا امام حسین (ع) برای او می گفت. آن گروهبان هم احترام زیادی برای خاندان رسول الله (ص) قائل بود، تا این که انقلاب اسلامی پیروز شد . مدتی بعد بین نیروها زمزمه سفر کربلا و سهمیه ژاندارمری به گوش رسید .

🔹شمسایی عاشق امام حسین (ع) بود و شب و روز از آرزوی سفر کربلا و اشتیاق اش برای زیارت آن حضرت می گفت . اتفاقا اسم همت الله در قرعه کشی بیرون آمد .

🔹روز بعد همان همکاری که شیعه نبود آمد به اتاق همت :« آقای شمسایی شما اونقدر از امام علی (ع) و امام حسین (ع) برام تعریف کردید که من هم عاشق اون ها شدم . خیلی دوست دارم چیزهایی رو که شنیدم از نزدیک ببینم. می شه من به جاتون برم کربلا ؟»!!!

🔹همت خشکش زد. چقدر در ذهن خودش برای این سفر برنامه ریخته بود. دقایقی به حرف های دوست سنی اش فکر کرد و گفت : باشه ... سهمیه کربلا برای شما !

🔹شهید همت الله شمسایی از کارکنان ژاندارمری چهارم دیماه ۱۳۵۹ در درگیری با دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

#ناجا
#نوپو
#ارتش
#سپاه
#شهید
#شهادت
#ایثار
#شهادت
#ناجا
#ارتش
#سپاه
#شهید
#ایثار
#کشور_ایران
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #پست_جدید
دیدگاه ها (۱)

حضرت ابوالفضل العباس(ع)، مظهر وفاداری است؛وفایی که با هیچ سخ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

#مدیون_مادران_و_همسران_وفرزندان_شهداء_هستیم💔😭🌷 شهید کسی است ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش اول)

فرماندۀ قرارگاه عملیاتی شهید سجاد سراوان به شهادت رسید🔹قرارگ...

🎦نگاهی به زندگی پربار آیت الله شبیری زنجانی🔴 بخشی از پیام آی...

نقش و جایگاه حضرت عبدالعظیم حسنی حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مشه...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط