تو لحظه های تنهایی، وقتی از همه بریدم،

تو لحظه های تنهایی، وقتی از همه بریدم،
وقتی درست وسط #کویر زندگی ام ایستادم،
یا وقتی ناامید از یه امداد غیبی، مثل #نرگس تو غربت گیر افتادم،
یا مثل #6ملوان تو دریای بیکران معلقم،
حتی وقتی #علی_کاکا شدم و تو برزخ #جدایی گرفتارم؛
کسی هست که زمزمه هامو میشنوه،
از دلم خبر داره،
کسی که نگاهش، مثل یه #ارتباط_ماهواره_ای؛
،میشه هدایت،میشه یه فرصت دوباره،
اصلا شاید میشه دست کمکی که به سمتم میاد،
شاید در قالب #آقای معلم؛
یا از جنس #آقاسعیداورژانش،
حتی شاید #خانم_جعفری مهربون!
بزار بهتر بگم،
میشه دست کمکی از جنس احسان،
به طعم #محسنین!
اون وقته که مثل یه #تلنگر
صداشو درست کنار گوشم میشنوم که میگه
#بنده_ی_من، #خواستن_توانستن_است!
باید بخوای!
تلاش کنی
باید #قهرمان زندگی خودت بشی!
اون وقت،مگه میشه به خودم نیام؟
میشه دل نسپرم؟
میشه اروم نشم؟
اصلا میشه سر به اسمونش بلند نکنم و نگم: خدا جونم،
میدونستی
هیچکسی غیر از تو برام،
به خدا خدا نمیشه؟!
دیدگاه ها (۹)

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

سناریو چویا

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

ریاکشن

سناریو دازای

وای این ترم اصلا عاشق سلولی مولکولی شدم 😭 لامصب فقط جزئیاته ...

Cold melody part 8ساعاتی که بعد از اون اتفاقِ فاجعه‌بار گذشت...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط