عمر آن بود که با ساغرو پیمانه گذشت

عمر آن بود که با ساغرو پیمانه گذشت


مابقی جمله به افسوس و به افسانه گذشت


از پس پرده برون آ ، که مرا عمر عزیز


همه در حسرت آن نرگس مستانه گذشت


آشنایان شبی از وصل تو خوشدل نشدند


خوشدلی های تو با مردم بیگانه گذشت


شرح جانبازی پروانه و بی رحمی شمع


هر چه بودست به جان دادن پروانه گذشت


خواجه را آن همه سودا که به سر بود چه شد؟


نا مراد از سر این خانه و کاشانه گذشت


روز شادی من ازاین عمر ندیدم


مگر آن روز که در صحبت جانانه گذشت
دیدگاه ها (۱)

مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرممستـــانه در این گـــ...

مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرممستـــانه در این گـــ...

وداع میکده استاد شهریار

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیممستیم اگر ساکن میخانه نباشی...

عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود تا ابد زیر فلک ناله مستانه...

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیممستیم اگر ساکن میخانه نباشی...

کاش ان تب که تو راسوخت مرا سوخته بود عشق اگه روز ازل در دل د...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

افسانه هستی عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود تا ابد زیر فل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط