من گرگ شدم

من گرگ شدم
چون رفیقم نارفیقی کرد
گرگ شدم چون رفیقم روباه شد مرا
به خرگوش های جنگل فروخت
من یه گرگ زخمی شدم
اما وای به روزی که که زخم هایم خوب شود
تک تک روباه ها را تا جان به تن دارم میدرم
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

‏🐥[۱۹:۳۲ ~ ۱۹:۵۱ به وقت آرژانتین]استیبه زودی برای کنسرت می‌ر...

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

داستان کودکانه «ماجراجویی در جنگلِ کلمات» به نویسندگی رزیتا ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

dark life = 38

کپشننننننننننن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت دو صدای شلیک و دیگر...

سلام، خوبید؟امیدوارم حالتون خوب باشه، پرنسس‌هام. اگه الان ای...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

‏🦊[۱۸:۲۰ ~ ۱۸:۲۳ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎکنسرت‌های ژاپن رو با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط