{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشننننننننننن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐

کپشننننننننننن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐

دوردونه سکسی🤤🔞

پارت دو

صدای شلیک و دیگر تاریکی

...

مژه های بلندمو تکونی دادم و نگاهم افتاد به فانوس روشن شده چشمامو باز کردم با دیدن

شخصی که چاقوی شبیه به خنجر دستش بود جیغی کشیدم که با پوزخند ترسناکش چرخید سمتم

یکم شبیه کلبه کوچولو بود گرم و نرم نسبت به بیرون خیلی
گرم بود

ترسیده نگاهش کردم نیم رخش خیلی ترسناک بود شبیه یه
هیولا بود

+تو . تو کی هستی

تک خنده ای کرد با لبخند کجی برگشت سمتم محو زیباییش شدم ننه چقدر صورتش جذاب بود

اخه این چه موجودیه فرشته اس

با صدای دورگه اش قلبم تندتر از قبل برای جذابیتش به
سینه ام کوبید

-خانوم کوچولو بهوش اومدی میتونی بری

یه ابروم رو بالا فرستادم و با صدای نسبتن بالایی لب برچیدم

+ولم میکنی بلم غذای گرگا شم هوم

با لبخند کجش چاقو رو پرت کرد که جیغی کشیدم یه چشممو امو باز کردم

با دیدن اینکه خنجر درست کنار صورتم خورده بود به دیوار
جیغی کشیدم

+روانی

با لبخند کجش پاشد و شمع کنار یه میز کوچیکی روشن کرد

-من از گرگ خطرناک ترم خانوم کوچولو

دستمو به خنجر کنار صورتم زدم و کشیدمش بیرون

+ولی تو هم یه آدمی دیگه

پاشدم و لباس عروسم رو جمع کردم با لبخند ریزی لب برچیدم

+لطفاا بزار پیشت بمونم قول میدم رو مخت نرم

خنجرشو دادم دستش وای چقدر جذاب بود هیکل گنده اش بازو هاش حتی اون تتو گردنمو کج کردم و بهش خیره شدم

که دستشو روی قفسه سینم گذاشت و به عقب هدایت کرد

-خانوم کوچولو ازم دور بمون

با ذوقی لب برچیدم

+باشه مرسی که قبول کردی

بدون هیچ حرفی نگاهی به سر تا پام انداخت

+من سینگلم

تک خنده ای کرد

+وا چته خوب

مردونه خندید و لب برچید

-هیچی فقط یه قدم نزدیکم بشی میندازمت بیرون

#رمان #عاشقانه #رمان

واییییی آقای خطرناکمون زیاد از دخترا خوششش نمیاددد
خانوم کوچولومون از یه طرف از خطرناکمون خوشش اومده🛐🛐🛐🛐😩💘😂
دیدگاه ها (۲)

کپشنننن پرنسس😫🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و هشت وارد خونه شدیم ن‌ل...

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

دست بزننننیددد🎀😈عروسک من😈🔞پارت هشتاد و دو کل روز رو روی تخت ...

کپشن مهمهه🎀🍒عروسک من😈🔞پارت چهل و یک +نه من قاتل نیستم خندید ...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_62+خانوم خانوما خریدای خوشگل...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط