{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند

مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند
یعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدیدَند

هر دست که دادند از آن دست گرفتَند
هر نکته که گفتند همان نکته شَنیدَند

یک فرقه به عِشرت در کاشانه گُشادَند
یک زُمره به حسرت سَرِ انگشت گَزیدَند

یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدَند
یک قوم دویدند و به مقصد نَرسیدَند

فریاد که در رهگذرِ آدمِ خاکی
بس دانه فِشاندند و بسی دام تَنیدَند

«همت طلب از باطنِ پیرانِ سَحَرخیز»
«زیرا که یکی را زِ دو عالم طَلبیدَند»

زنهار مَزَن دست به دامان گروهی
کَز حَق بِبُریدَند و به باطل گِرَویدَند

چون خلق دَرآیند به بازارِ حَقیقَت
ترسم نفروشند متاعی که خَریدَند

کوتاه نظر غافل از آن سَروِ بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نَبُریدَند

مرغانِ نظَربازِ سَبُک‌سِیْر فُروغی
از دامگه خاک بر افلاک پَریدنَد
دیدگاه ها (۰)

مردان خدا پرده ی پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند ...

مردان خدا

چون خلق درآیند به بازارِ حقیقتترسم نفروشند متاعی که خریدندمر...

مردان خدا پرده ی پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند ...

مردان خدا پردهٔ پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدندهر...

مردان خدا پردهٔ پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدندهر...

مرا با چشم گریان افریدند!!

حدوداً پنج سال پیش از ظریف می‌پرسن که چرا با وجود امضای برجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط