{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون خلق درآیند به بازارِ حقیقت

چون خلق درآیند به بازارِ حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

💫 چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند

کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند 💫

مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند

...
🌺
دیدگاه ها (۲۵)

مردان خدا پردهٔ پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدندهر...

مردان خدا پردهٔ پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدندهر...

مردان خدا

مردان خدا پرده ی پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند ...

مردان خدا پرده ی پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند ...

مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَندیعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدید...

حدوداً پنج سال پیش از ظریف می‌پرسن که چرا با وجود امضای برجا...

مردان خدا پرده پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدندهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط