KIM V
part 52
کیموی
ا.ت
با خنده تهیونگو هل دادم
شروع کردم بدنمو تکون دادن
و با ریتم آهنگ سسکی رقصیدن
هه جین که وضعیت مناسب برای وایسادن نمیدید بلند شد آرام و آهسته از دفتر زد بیرون در هم بست
با عشوه دور تهیونگ چرخ زدم و عضلاتش با انگشتان دستم لمس کردم
بعد همونجور که باسنمو تکون میدادم برگشتم باسنم و رو پایین تنش فشار دادم
صدای اه از لذت تهیونگ باعث شد پروانه ها تو دلم بندری پرواز کنند
دیگه نتونست خودش کنترل کنه ... رو کاناپه نشست دست منم کشید و پاهاش نشستم
تهیونگ: میخوای منو به جنون بکشی کم دیشب سوراخ خوشگلتو به فاک دادم؟
ا.ت: تو جنبه نداری عزیزم منکه کاری نکردم فقط داشتم رقصیدن یادت میدادم بعد لبامو آویزون کردم یه جور خاصی بهم نگاه میکرد
تا به خودم بیام حمله کرد به لبام و با تمام وجود در حال خوردن لبای من بود
دستاش به زیر لباسم راه پیدا کرد آهی از زبری و گرمی دستاش روی پوستم کشیدم
تهیونک: ناله کن که شیطونی میکنی
همونطور که رو پای ته نشسته بودم شروع کردم تکون دادن باسنم
که صدای ناله های تهیونگ هم در اومد
سرمو گذاشتم کنار گوشش با سسکی ترین حالت ممكن اسمشو صدا زدم
سخت شدنش رو کاملا حس میکردم يهو بلند شدم و گفتم
وایی تهیونگ تولد یوناست بلند شو بریم وقت نداریم باید کادو هم براش بخرم
تهیونگ بیچاره کاملا هنگ کرده بود حقتِ تا منو تنها نذاری
تهیونگ: باشه اونم میریم اول مشكل منو حل کن نگاهم افتاد به دیکش زیادی پیش رفته بودم دلم برای شوهرم سوخت
❌️اسمات تو کامنتا❌️
..
ا.ت
الان دو ساعته که مرکز خریدیم
البته کادو یونا رو که همون اول خریدم !!! اونم چه کادویی
در افکار و نقشه هایی که برای یونا و جیهوپ کشیده بودم به سر می بردم که گوشیم زنگ خورد ای بابا تازه داشتم به جا های خوبش میرسیدم
ا.ت: خیلی وقت نشناسی شین هه
شین هه: ببخشید یادم نبود در حال مذاکره با ترامپی
ا.ت: حالا چیشده ریدی تو افکارم
شین هه: خواستم بگم کیکی که جین درست کرده بود توسط سارا منهدم شد تو راه کیک هم بخرید . ما اینجا در حال عملیات گریز هستیم
ا.ت: دلم برا سارا میسوزه شب سختی قرار بگذرونه
شین هه: آره ماهم داریم از ترس در میریم
با خنده گفتم امیدوارم کون تو یکی پاره بشه
شین هه: خیلی بی شعور شدی
ا.ت: بودم خبر نداشتی حالا هم خداحافظ تهیونگ اومد
داشت خداحافظی میکرد که قطع کردم
تهیونگ : کی بود ؟
ا.ت: شین هه بود گفت کیک هم بگیریم
تهیونگ: حتما سارا باز خراب کاری کرده
ا.ت: ته علم غیب داری؟
تهیونگ: نه پشمک فقط بر حسب سابقه حدس زدم
ا.ت: ته من جيش دارم سرویس بهداشتی هست این نزدیک ؟
تهیونگ: نمی تونی نگه داری؟
ا.ت: اگر دو دور به فاک نرفته بودم اره ولی الان جدا فشار روم زیاد
تهیونگ: دستشویی طبقه پایین پاساژ برو منم میرم کیک بگیرم
لبامو آویزون کردم و گفتم نه دیگه تو هم بيا منم میخوام تو انتخاب کیک کمک کنم
تهیونگ: نقطه ضعف منو یاد گرفتیا
بدو بریم تا همینجا نخوردمت
با سرعت رفتیم پایین من رفتم سمت دست شویی
تهیونگ هم جلو در منتظر موند
سریع خودم تو یکی از دستشویی ها چپوندم و خلاص کردم اوه خدایا نزدیک بود آبروم بره
خودمو شستم و تمیز کردم اومدم بیرون در حال دست شستن بودم که دو تا دختر داشتن در مورد تهیونگ حرف میزدن
دختر اولی: واییییی خیلی قدش بلند و عضله ای خیلی تایپمه
دختر دومی: صورتش ندیدی خیلی جذابِ حاضرم حتی اگر جفت داشته باشه یه شب باهاش بخوابم
ولی دریغ از یک نیم نگاه رسما خودم لخت کردم اما اصلا نگام نکرد
کیموی
ا.ت
با خنده تهیونگو هل دادم
شروع کردم بدنمو تکون دادن
و با ریتم آهنگ سسکی رقصیدن
هه جین که وضعیت مناسب برای وایسادن نمیدید بلند شد آرام و آهسته از دفتر زد بیرون در هم بست
با عشوه دور تهیونگ چرخ زدم و عضلاتش با انگشتان دستم لمس کردم
بعد همونجور که باسنمو تکون میدادم برگشتم باسنم و رو پایین تنش فشار دادم
صدای اه از لذت تهیونگ باعث شد پروانه ها تو دلم بندری پرواز کنند
دیگه نتونست خودش کنترل کنه ... رو کاناپه نشست دست منم کشید و پاهاش نشستم
تهیونگ: میخوای منو به جنون بکشی کم دیشب سوراخ خوشگلتو به فاک دادم؟
ا.ت: تو جنبه نداری عزیزم منکه کاری نکردم فقط داشتم رقصیدن یادت میدادم بعد لبامو آویزون کردم یه جور خاصی بهم نگاه میکرد
تا به خودم بیام حمله کرد به لبام و با تمام وجود در حال خوردن لبای من بود
دستاش به زیر لباسم راه پیدا کرد آهی از زبری و گرمی دستاش روی پوستم کشیدم
تهیونک: ناله کن که شیطونی میکنی
همونطور که رو پای ته نشسته بودم شروع کردم تکون دادن باسنم
که صدای ناله های تهیونگ هم در اومد
سرمو گذاشتم کنار گوشش با سسکی ترین حالت ممكن اسمشو صدا زدم
سخت شدنش رو کاملا حس میکردم يهو بلند شدم و گفتم
وایی تهیونگ تولد یوناست بلند شو بریم وقت نداریم باید کادو هم براش بخرم
تهیونگ بیچاره کاملا هنگ کرده بود حقتِ تا منو تنها نذاری
تهیونگ: باشه اونم میریم اول مشكل منو حل کن نگاهم افتاد به دیکش زیادی پیش رفته بودم دلم برای شوهرم سوخت
❌️اسمات تو کامنتا❌️
..
ا.ت
الان دو ساعته که مرکز خریدیم
البته کادو یونا رو که همون اول خریدم !!! اونم چه کادویی
در افکار و نقشه هایی که برای یونا و جیهوپ کشیده بودم به سر می بردم که گوشیم زنگ خورد ای بابا تازه داشتم به جا های خوبش میرسیدم
ا.ت: خیلی وقت نشناسی شین هه
شین هه: ببخشید یادم نبود در حال مذاکره با ترامپی
ا.ت: حالا چیشده ریدی تو افکارم
شین هه: خواستم بگم کیکی که جین درست کرده بود توسط سارا منهدم شد تو راه کیک هم بخرید . ما اینجا در حال عملیات گریز هستیم
ا.ت: دلم برا سارا میسوزه شب سختی قرار بگذرونه
شین هه: آره ماهم داریم از ترس در میریم
با خنده گفتم امیدوارم کون تو یکی پاره بشه
شین هه: خیلی بی شعور شدی
ا.ت: بودم خبر نداشتی حالا هم خداحافظ تهیونگ اومد
داشت خداحافظی میکرد که قطع کردم
تهیونگ : کی بود ؟
ا.ت: شین هه بود گفت کیک هم بگیریم
تهیونگ: حتما سارا باز خراب کاری کرده
ا.ت: ته علم غیب داری؟
تهیونگ: نه پشمک فقط بر حسب سابقه حدس زدم
ا.ت: ته من جيش دارم سرویس بهداشتی هست این نزدیک ؟
تهیونگ: نمی تونی نگه داری؟
ا.ت: اگر دو دور به فاک نرفته بودم اره ولی الان جدا فشار روم زیاد
تهیونگ: دستشویی طبقه پایین پاساژ برو منم میرم کیک بگیرم
لبامو آویزون کردم و گفتم نه دیگه تو هم بيا منم میخوام تو انتخاب کیک کمک کنم
تهیونگ: نقطه ضعف منو یاد گرفتیا
بدو بریم تا همینجا نخوردمت
با سرعت رفتیم پایین من رفتم سمت دست شویی
تهیونگ هم جلو در منتظر موند
سریع خودم تو یکی از دستشویی ها چپوندم و خلاص کردم اوه خدایا نزدیک بود آبروم بره
خودمو شستم و تمیز کردم اومدم بیرون در حال دست شستن بودم که دو تا دختر داشتن در مورد تهیونگ حرف میزدن
دختر اولی: واییییی خیلی قدش بلند و عضله ای خیلی تایپمه
دختر دومی: صورتش ندیدی خیلی جذابِ حاضرم حتی اگر جفت داشته باشه یه شب باهاش بخوابم
ولی دریغ از یک نیم نگاه رسما خودم لخت کردم اما اصلا نگام نکرد
- ۱۵.۴k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط