#آداب #معاشرت #اجتماعی و #تکریم #مهمان

#آداب #معاشرت #اجتماعی و #تکریم #مهمان

🔴 یک پدر و پسر #مومن که حضرت#امیرالمومنین#علی(علیه السلام)همانند برادر به آنان علاقه داشت،مهمان حضرت شدند.امام برای#پذیرایی و #تکریم آنان قیام کرد.آن دو را بالای مجلس نشاند و خودش مقابلشان نشست.دستور#غذا داد.وقتی#غذا آوردند و آن دو نفر غذا صرف نمودند،#قنبر آفتابه و لگن برای شستن دست و پارچه برای خشک کردن آورد.زمانی که #قنبر خواست آب بر روی دست مرد بریزد ،ناگاه امام با حرکتی سریع از جا برخاست و آفتابه را گرفت که دست مرد را بشویداما او از عمل امام شرمنده شد و از خجالت،سر را تا نزدیک زمین به زیر آورد و گفت :ای #امیرالمومنین!خدا نبیند مرا که شما آب روی دست من بریزید!!!
🔴 حضرت فرمودند:بنشین و دستت را بشوی که خدا ببیند تو را که برادر دینی ات دستت را می شوید
حضرت جدا از او خواست که دستش را بشوید ،مرد ادب نمود و دستش را برای شستن پیش آورد ولی می خواست که هر چه زودتر این صحنه پایان یابد.لذا آن طور که باید دست را نمی شست ،حضرت قسمش داد که با #آرامش خاطر ،دستت را شستشو بده !آن طور که اگر قنبر آب می ریخت می شستی...

#فدای_نام_زیبای تو و #مهربانیت یا#امیرالمومنین💕
#مستدرک_الوسایل،ج۱۶،ص۳۲۸

#نوروز
#عید_نوروز
#هفت_سین
#معاشرت_اجتماعی
#آداب_مهمان_نوازی
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🔘 تعیین وقت ممنوع🔰 قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (...

علم قبل از انقلاب مرده است

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART:Threeآن‌ها از حیاط به تالار ب...

انتظار، یک مسئولیت است نه یک حالت روانیانتظار در فرهنگ مهدوی...

LESSON

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در دیداری مطرح شد؛ آستان مقدس حضرت معصومه (س) و رادیوی ملی در مسیر توسعه تعاملات فرهنگی

پیروان حق ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط