Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین
PART:Three

آن‌ها از حیاط به تالار برمی‌گردند؛ولی نیکی هنوز در فضای رمانتیکِ قبلی است، اما تهیونگ از چیزی مطمئن نیست و از وقتی که وارد تالار شدند با چشمانش همه‌جا را نگاه میکند و دستش رو محکم تر دور دست نیکی حلقه میزد جوری که انگار اگر ولش کند نیکی را از او میگیرند.

آن‌ها سر جایشان می‌نشینند. نیکی سرش را روی شانه تهیونگ گذاشت و به مهمان هایی که در حال رقص بودند نگاه میکرد،او فکر می‌کرد تمام مشکلات تمام شده است و بلاخره می‌تواند با عشقش زندگی ‌ارام ‌ و خوبی داشته باشند؛ ولی سرنوشت چیز دیگری را برای این دو رقم زده بود چیزی که هیچکس انتظارش را ندارد و نداشت.

ناگهان، راهِ میانِ مهمان‌ها باز شد و سایه‌ی سنگینی بر روی میز آن‌ها افتاد؛ آن شخص با چشمانی پر از کینه و خشم به نیکی و تهیونگ خیره شده بود جونگ‌کوک موضوع را فهمید و دستش را بر روی اسلحه دور کمرش گذاشت ولی آن شخص زودتر از جونگ کوک اسلحه ‌اش را در آورد و روبه روی نیکی قرار داد و گفت: فکر کردی با یه انگشتر، می‌تونی خونِ گذشته رو بشوری؟

بعداز حرفش صدای شلیک، موسیقی را در هم شکست. دنیا برای لحظه‌ای ایستاد. نیکی دیگر نیکی نبود؛ او فقط یک لرزشِ ناگهانی بود که در آغوش تهیونگ آرام گرفت.
دیدگاه ها (۰)

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

### پارت ۱: سایه‌هایِ عمارتِ سرخعمارتِ «کانگ» همیشه بویِ نمِ...

سناریو

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۵ | «اولین دردسر جیا» 😂 ب...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط