P26

P26
_زنگ زدم راننده بیاد نمیدونستم چیکار کنم
*چیزی شده خانم
_تهیونگ رو ببر داخل اتاقش بعد ما رو برسون (صدای لرزون)
*چشم
(افرادی ک مهم نیستن *)
_جونگکوک بلند شو
+بلند شدم به سمت در بیمارستان حرکت کردم
_کجا میری
+…
_جونگکوک باهام حرف بزن(بغض)
+دست از سرم بردار
_بغلش کردم:نه نه من نمیتونم تنهات بزارم
+مگه این بازی تموم نشد؟پس بیا دیگه هیچوقت همو نبینیم
_چ…چی؟
+دیگه نمیخام ببینمت(شمرده شمرده)
_خیلی خب باشه
اینو گفتم کیفم برداشتم و رفتم
(یک هفته بعد)
ات ویو
یک هفته بود خبری از جونگکوک نبود
امروز قرار بود برم سر قبر جینا(الهی اینم کشتم)
آماده شدم(عکس لباسش گذاشتم)
نمیدونم چرا ولی اصلا احساس خوبی نداشتم
کم کم داشتم نزدیک میشدم
هرچی نزدیک میشدم استرسم بیشتر می‌شد
دلم نمیخاست برم ولی مجبور بودم
تلفنم زنگ خورد
_بله؟
…:سلااام ات خوبی
_سلام شما؟
…:هی دختررررر منم جنی(بلک پینک نیست)
_هیییی یو جنی به چ حقی منو اینجا تنها گذاشتی
(علامتش @)
@خیلی دلم برات تنگ شده بود
_واییی منم
@مننن اومدم کره
_یاااا دختر تو چهارساله رفتی دبی ازم خبر نمیگیری برات متاسفم
@(خنده)الان که اومدمممم کجایی بیام ببینمت
_قبرستون
@شوخی رو بزار کنار
_شوخی نیست
@چی شده(نگران)
_هیچی بابا امشب بهت زنگ میزنم
@اوکی بای
_بای
‌پارت بعد اصمااات
دیدگاه ها (۱۲)

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

My lovely neighbor part : 64

عروس فراریp¹''سئول، کره جنوبی | ساعت ۱۱:۴۰ شب''صدای موسیقی د...

☆راند اخر☆part 9ات: منم ناخداگاه بغلش کردم و خوابم برد.... و...

پارت ~16~

💜مافیا جذاب 💜P♡6(چند روزی هست که از ماجرای روز آشناییمون و ش...

p5

---✧[]ازدواج اجباری![]✧---

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط