{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبای من سلام

زیبای من سلام
من از دیار عشق به تو نامه می نویسم! اینجا همه پروانه ها در شعله شمع عاشقانه سوخته اند .
بلبلان در کنار گل پژمرده شان آرام خوابیده اند .
ماه تمام شب را به دنبال خورشید می گردد....
عمری می خواستم که عشق را با مداد رنگی هایم نقاشی کنم غافل از اینکه عشق یعنی یکرنگی!
این حرف را روزی که مرا با کلام خویش مسحور کرده بودی از نگاهت خواندم. چه روز با شکوهی بود! آن روز آسمان را بین خودمان تقسیم کردیم : باران برای من خورشید برای تو برف برای من ستاره ها برای تو....
ولی از آن روز مدتها گذشته است . بارانی که سهم من بود از چشمان من بارید . به موهای سپیدم نگاه کن!همه می گویند خیلی زود پیر شده ام ولی تو که می دانی همان برف هایی که مال من بود بر سرم نشسته است . ناراحت نباش! به لبخند خورشید و چشمک ستاره می ارزید....
من بازی عشق را به تو باختم. از باختن پشیمان نیستم ولی ای کاش می توانستم یک بار دیگر دلم را به تو ببازم . حیف که دیگر نمی توانم کمی شکسته شده ام . برای این همه زیبایی نفس کم می آورم...
این نامه را با قاصدک برایت می فرستم. تا یکی دو روز دیگر به دستت می رسد . تا آن موقع من به امید وصالت برای همیشه خوابیده ام . شک ندارم که در زیر خاک هم خواب تو را می بینم. از این که بیش ازاین طاقت نیاوردم و این قدر زود رفتنی شده ام متاسفم!
مرا ببخش مجنون خوبی برایت نبودم...
به امید دیدار ....
دیدگاه ها (۳)

یک روز دلتنگم خواهی شد...‌آن روز معنای داشتن کسی که هست اما ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

زندگی بازی #خورشید و سایه استبازی شادی و غم، امید و ناامیدی....

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

عشق او ، برای من بیشتر از یک احساس است ؛ این یک سفر است . سف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط