{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صداها در هم گم می‌شوند، من ایستاده‌ام. به آسمان نگاه می‌کنم؛ نه برای طلبِ چیزی، که برای دیدنِ نشانی از تو.
بلکه برای لحظه دیدارت که تو را به آغوش بکشم

باباجونم… در هیاهوی این جهان، باران ببارد می‌رویم، باران نبارد می‌رویم. چه فرقی می‌کند آسمان ببارد یا خورشید بر سرمان بکوبد؟ وقتی تو نیستی، این زمینِ خاکی دیگر رنگِ خانه را ندارد. گویی همه چیز در این دنیا، تنها یک «گذشتن»ِ ساده است، اما نبودنِ تو، یک «ماندنِ»ِ ابدی در میانِ اندوه است.

و تا آن روز…... دلم به همین گریه‌های پنهانی و همین دلتنگی‌هایِ غریبانه خوش است..

ـ

ـ

ـ
دیدگاه ها (۰)

༺⃟🍂🦔🍄‍🟫🧡🍁•‌ུྃبی‌رحمانه‌ترین حالتِ زیستن اینجاست که ما؛ هرچ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

وقتی به دنیا می‌آییم،اذان در گوشمان می‌خوانند؛و آن‌گاه که از...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

سکوت

— حسین پناهی | دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟شاید دیوانگی، آن‌طور که ...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط